كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
452
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قُلْ بگو هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ آيا هست از بتان شما كه شريك نام نهادهايد مَنْ يَهْدِي كسى كه راه نمايد بارسال رسل و انزال كتب و توفيق نظر در دلائل قدرت يعنى نصب حجج و براهين كند تا راه يابند إِلَى الْحَقِّ بسوى حق كه دين اسلام است قُلِ اللَّهُ بگو كه خداى يَهْدِي لِلْحَقِّ راه نمايد خلق را بجانب حق أَ فَمَنْ يَهْدِي آيا هر كه راه نمايد إِلَى الْحَقِّ بسوى حق أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ سزاوارتر است كه متابعت او كرده شود أَمَّنْ لا يَهِدِّي آيا آنكس كه راه نيابد به خود إِلَّا أَنْ يُهْدى مگر آنكه راه نمايند او را در تفسير زاهدى آورده است كه بتپرستان بتان را بر چهارپايان مىبستند و از جائى به جائى نقل مىكردند پس حق سبحانه فرمود كى برابر بود آنكه ترا راه نمايد با كسى كه تو او را راهنمائى فَما لَكُمْ پس چيست و چه بوده است شما را كَيْفَ تَحْكُمُونَ چگونه حكم مىكنيد كه برابرى مىدهيد كسى را كه شما بوى محتاجيد با كسى كه او بشما محتاجست و يكسان مىشماريد عاجز و قادر را حكيم فرموده نظم عجز و قدرت كه هر دو ضدانند * عقل كى گويدت كه يكسانند عجز بر خلق مىدارند پوست * قادر بر كمال حضرت اوست وَ ما يَتَّبِعُ و پيروى نمىكنند أَكْثَرُهُمْ بيشترى از كفار يعنى رؤساى ايشان در معتقدات خود إِلَّا ظَنًّا مگر گمانى را كه مستندست بخيالات واهيه و قياسات فاسده چون قياس غائب بر شاهد و خالق بر مخلوق إِنَّ الظَّنَّ به درستى كه گمان لا يُغْنِي بىنياز نهگرداند كسى را مِنَ الْحَقِّ از علم و اعتقاد درست يعنى ظن و تخمين بجاى حق و يقين نتواند بود و گفتهاند ظن كفّار آن بود كه بتان ايشان را شفاعت خواهند كرد حق سبحانه فرمود كه گمان ايشان سود نكند و بازندارد از عذاب حق شَيْئاً چيزى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ به درستى كه خداى تعالى دانا است بِما يَفْعَلُونَ بهآنچه ايشان مىكنند از متابعت بتان به گمان و اعراض از حجت و برهان وَ ما كانَ و نيست و نشايد هذَا الْقُرْآنُ اين قرآن با وجود دلائل اعجاز أَنْ يُفْتَرى آنكه بربافته شود و كسى نه تواند گفت مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى يعنى سزا نيست كه اين سخن مفتراء بشر بود وَ لكِنْ فرستاده خداى تعالى او را تَصْدِيقَ الَّذِي براى تصديق آنچه بود بَيْنَ يَدَيْهِ پيش از وى از كتب متقدمه يعنى با وجود اعجاز گواه كتب منزله نيز هست وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ و براى بيان آنچه بر شما نوشته شده از اوامر و نواهى لا رَيْبَ فِيهِ نيست شكى درو و نشايد كه باشد چه آن منزّل است مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ از پروردگار عالميان اما كفار به اين نمىگروند .